تبليغاتX
کـبـوتـر ِ سفـیـد

کـبـوتـر ِ سفـیـد

مرگ پایان کبوتر نیست...

از مهتابی
       به کوچه ی تاریک
                         خم میشوم
                                  و به جای همه ی نومیدان
                                                                 می گریم.
                                                       آه
                                                           من
                                                               حرام
                                                                     شده ام...

هنوز این زندگی سگی، از نوع ِ هاری داره میگذره!!! این نفس رو بند بیار خدا... به چه امید؟ به چه هدف؟ به چه آرزو؟ به چه خواسته ای باید موند و زندگی کرد؟ تموم شدن... از امیدها و آرزوها و خواسته های موقتی متنفرم... هیچی تو این دنیا دائمی و همیشگی نیست... فقط باید شاهد بدتر شدن اوضاع باشیم... همه چی بده... شک، تردید، بی اعتمادی، ترس، در به دری، بلاتکلیفی، بیهودگی و پوچی و تلف شدن... آره میدونم هر کس دنیا رو خوب ببینه بهش خوش میگذره و همه چیش عالی پیش میره... اما اینا همش حرفه... همش شعار و تلقینه... فریبیه که آدما بهش نیاز دارن و باورش میکنن ولی من که... آدم نیستم!...
هیچ خبر ِ شادی آوری در راه نیست... قاصدک ها خیلی وقته مُردن... باید مرگ ِ خبرهای خوش رو هم باور کنم...

پی نوشت: برای اطلاع از آپدیت شدن وبلاگ "کبوتر سفید" تو خبرنامه ی بلاگ عضو شید...

کبوتر سفید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 بهمن1384ساعت 1:52  توسط کبوتر سفید  | 

ارواح شرير كدامند و چه تفاوتي با جن دارند؟


مطالعات بر روي آثار بشر بدوي از قبيل نقاشي ها و كنده كاري هاي غارها نشان ميدهد كه انسان از ابتداي آفرينش وجود موجوداتي غير از خود را در محيط پيرامونش حس كرده است. موجوداتي كه ترس، وحشت و نوع پرستش و كرنش را در آنها ايجاد ميكرده است . پس از اختراع زبان و خط هر قبيله نامي بر آنان گذاردند وبراي ارتباط يا دفع آنان آدابي را براي خود قائل شدند و اين آداب نسل به نسل تداوم يافت چنانكه امروز هنوز در آفريقا رسومي با همان روش سنتي براي ارتباط با اين موجودات يا دفع آنان صورت ميگيرد.
بعنوان مثال در آيين مسيحيت جن گيري يك سابقه ي ديرينه دارد كه اغلب كشيش ها اقدام به آن ميكنند و در واقع معتقدند كه شيطان در قالب جسم فردي رسوخ ميكند البته تقريبا بغير از مسلمانان همگي اين موجودات را ارواح شرير مينامند و براي دفع شر آنان اعتقادات مخصوص بخود دارند مثلا برخي از اروپاييان امروزي بر مبناي يك تفكر سنتي وقتي در خيابان راه ميروند دستهاي خود را تكان ميدهند تا از ارواح شرير دور بمانند و يا در روز معيني از سال مراسمي برپا ميكنند كه در آن عده ي بسيار از مردم لباسي شبيه به لباس اتاق عمل ميپوشند بوقي در دست ميگيرند و در آن مي دمند اما بنابر اعتقادات مسلمانان تنها موجودات ماورا الطبيعه فرشته ها و جن ها هستند و روح انسان وقتي كاملا از بدن انسان خارج ميشود نه تنها قدرتي ندارند بلكه انسان هم نميتواند هيچ گونه تسلطي بر آن داشته باشد مگر بخواست خداوند.
در كتاب «ارتباط با ارواح» اين طور آمده : «تسلط ارواح عقب مانده بر انسانها در اصطلاح عاميانه «جن زدگي» ميگويند كه درواقع بهمان مفهوم افسون و تسخير است . ما استفاده از اين اصطلاحات را به دو علت صلاح نميدانيم، اول اينكه جن واژه اي است مخصوص موجودات هوشمند كه بر طبق روايتي عاميانه معمولا براي ايجاد شر خلق گشته اند و همواره محكوم به بدي كردن ميباشند .حال اينكه هيچ موجودي بخاطر بدي كردن آفريده نميشود، مشيّت پروردگار چنان است كه راه تكامل و تعالي همواره به روي تمام موجودات هوشمند باز باشد . دوم اينكه اصطلاح « جن زدگي» غالبا بدين معني بكار ميرود كه جسم شخص جن زده را يك جن ديگر و يا روح متصرف شود . يعني در واقع دو نوع سكونت در قالب يك بدن ، و اين فقط يك نوع استثناست نه يك تصرف يا دشمني و آزار ، بدين جهت واژه جن زدگي به مفهوم عاميانه آن براي ما قابل قبول نيست ».
آنچه از اين متون و بسياري از متون ديگر بر ميايد اين است كه واژه ي «جن» در فرهنگ هاي ديگر نيز وجود دارد ولي عموما آنرا شيطان يا ارواح شرير مينامند. در حال كه ما مسلمانان معتقديم كه در ميان جنيان، جن صالح و نيكوكار نيز وجود دارد.
اسماعيل حسين زاده سرابي در كتاب «سيماي جن» اينطور مينويسد :«سالها پيش در مشهد مسئله ي احضار روح غوغايي عجيب براه انداخته بود تا اينكه دو نفر از علماي معتبر مشهد خواستار شركت در آن مجلس شدند و پس از حضور از نزديك جريان حركت ميز را مشاهده كردند . در جلسه ي ديگر يكي از آن دو در خواست كرد كه ميز(مقصود ميز مخصوص توسط اشاره اي ميز را تكان ميدهد تا روي حرف مورد نظر بايستد) را برگردانند ، اين عالم چون علوم و معنويت خاصي بود و راه مكالمه صحيح را با موجودات نامرئي را بلد بود گرداننده ميز را به اسمايي كه حضرت سليمان (ع) ميدانست با آن اسماء جنيان را مسخر كرده بود قسم داده و پرسيده بود:شما روح انسان هستيد يا موجودي ديگر؟ و شروع بخواندن حروف الفبا كرده نهايت اين جمله ها حاصل شد : من جن هستم».
زمرديان نيز در كتاب «شيطان كيست؟» ميگويد:«مدتهاست (ارتباط گيرندگان با روح ) با وسيله هاي گوناگون با جن تماس ميگيرند ... البته جن خود را به آنها با نام روح يكي از افراد معرفي ميكند و آنها بر اين باورند كه با روح آدمي تماس گرفته اند در حاليكه اغلب تماس آنها با جن و شيطان است».

ترس از جن


آيا بايد از جنها ترسيد؟ براي در امان ماندن از آنها چه بايد كرد؟ ظرفيتها و عكس العملهاي انسانها در ارتباط با موجودات ناشناخته بسيار متفاوت و غير قابل پيش بيني است. بنابر اعتقاداتي كه سينه به سينه و نسل به نسل منتقل شده همواره جن ها موجوداتي آزار دهنده و موجب شر و فساد بوده اند . هرگاه بيماري لا علاجي پيش آمده يا اتفاق غير قابل توجيهي روي داده به جن و شيطان نسبت داده شده است . موارد زيادي از بيماران روان پريش ديده شده اند كه بيماري خود را ناشي از ديدن اين موجودات مي دانند و از سوي اطرافيان جن زده لقب گرفته اند .
مسلم است كه وحشت و ترس و اضطراب بيش از حد موجب بسياري از اختلالات روحي-رواني خواهد شد. به راستي كدام انسان است كه در برخورد با اين موجودات بيم در دلش راه نيابد ؟
بسياري از اعمال نادرست كه جنبه ي شيطاني دارند و در واقع در اثر نفوذ شيطان در روح انسان اعمال ميشوند موجب اختلالات روحي-رواني گشته و در واقع يك جنون شيطاني در فرد ايجاد ميكنند.
شايد بهترين راه براي در امان ماندن از آزار جنيان بالا بردن دانش و آگاهي نسبت به آنهاست چرا كه جنيان نيز مانند انسان خوب و بد دارند و از آنجايي كه در ميان انسانها زندگي ميكنند و تعدادشان نيز بسيار زيادتر از انسانهاست ديدار با آن ها براي هيچ كس غير ممكن نيست ولي چه بسا بسياري از اختلالات روحي-رواني كه به جسم هم آسيب جدي وارد مي سازند ناشي از ديدار با جن خوب ونيكوكار بوده و تنها ترس ديدار با اين موجود فرد را دچار عارضه ساخته و هيچ قصد و عمدي از سوي جنيان در كار نبوده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 بهمن1384ساعت 1:44  توسط کبوتر سفید  | 

این آپدیت رو از تو آرشیو بلاگ قدیمیم (که خیلی دوسش داشتم) انتخاب کردم...
۱۳ مهر ۱۳۸۲:
سلام... خب تصميم گرفتم امروز در رابطه با جن بنويسم... خيليامون دوست داريم بدونيم که جن چه جوريه ، چه شکليه ، کجاها زندگی ميکنه ، چه کارهايی انجام ميده ، رابطش با انسانها چه جوريه و خيلی سوالهای ديگه که شايد لابه لای اين متن تونستيم جواب بعضياش رو پيدا کنيم:

مکان زندگی آنها کجاست ؟

از آنجايی كه نوع خلقت جنيان با انسانها و حيوانات متفاوت است، واضح است كه مكان زندگی آنها نيز متناسب با نوع خلقت آنها باشد . ولی مكان آنها كجاست؟
در بين عوام شايع است كه زير زمينها ، جاهاي تاريك و مرطوب مانند حمامها ، چاهها و عمق جنگلها جايگاه جنيان است. اما بررسی ها حاكی از آن است كه قطعا آنها در جايی زندگی ميكنند كه از انسانها به دور باشند.
در روايتي از امام صادق (ع) نقل شده است كه : « در وادی شقره (بيابانی كه رنگ خاكش سرخ مايل به زرد است) نماز نخوان ، زيرا در آنجا منازل جن است.»( وسايل الشيعه، ص۴۵۲)
قابل ذكر است يكی از معروفترين مساجد مكه با نام «مسجد الجن» در غرب شهر مكه محل نزول جنيان در مكه است و مستحب است حاجيان در آن مسجد رفته و دو ركعت نماز به جا آورند .

آيا جن علم غيب دارد ؟

قابليت های موجود در جن كه ناشی از نوع خلقتش می باشد ( مانند پنهان بودن از چشم...طی مسافت كردن و غيره) اين تصور را در ذهن انسانها ايجاد ميكند كه اين موجودات از عالم غيب آگاهند البته بسياری از ارتباط برقرار كنندگان آگاهانه به قصد سو استفاده و فريب مردم و يا نا آگاهانه به اين باورها دامن زده اند. ولی حقيقت آن است كه تنها خداوند است كه آگاه به غيب می باشد و لا غير چنان چه ميفرمايد :
«خداوند دانای غيب است و غيب خود را بر هيچ كس آشكار نمی سازد . مگر بر آن پيامبری كه از او خشنود باشد».
و البته بسيار ديده شده در جريان همين احضار روح كه ما آن را احضار جن مي دانيم جنيان نتوانسته اند پاسخ های درست و مناسبی ارايه دهند كه آن را نبايد ناشی از علم غيب آنان دانست زيرا جنها از آنجايی كه به راحتی مي توانند طی طريق كنند ميتوانند از همنوعان خود كه در جريان ماجرا قرار دارند پاسخ را جويا شده و به شخص رابط اطلاع دهند و يا از امكانات ديگری استفاده كنند كه ما از آن بی خبريم.
به هر حال علم غيب چه برای انسان چه براي جن منتفی است مگر برای عده ای خاص كه از طرف خداوند اين توانايی برايشان ممكن می شود.

ادامه دارد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 بهمن1384ساعت 23:4  توسط کبوتر سفید  | 

خداوند هرگز گردنكشان ِ روزگار را به مهلكه نينداخت مگر اينكه به آنان مهلتی داد و در زندگيشان گشايشی پديد آورد و وضع ِ پريشان هيچ يك از امت را بهبود نساخت جز اينكه نخست او را در بوته ی سختی و گرفتاری آزمايش كرد. اكنون شايسته است شما از رنجهايی كه كشيديد درس ِ عبرت بگيريد و از تلخيهايی كه چشيده ايد پند و اندرز بپذيريد. ولی افسوس! هر دلی دانا نيست و هر چشمی بينا نيست و هر گوشی شنوا نيست پس ديگر داد و فرياد هم روا نيست. شگفتا! آخر چه سان از اين مردم كه در شيوه های آيينشان با هم اختلاف می ورزند در شگفت نشوم؟ و چگونه از كژیِ پندار و هرزگی ِ گفتار و بدیِ كردارشان در انديشه فرو نروم؟! نه به دستور ِ نبی رفتار می نمايند و نه به راهی كه وصی ميگويد فرا می آيند. به رستاخيز ايمان ندارند و از زشتكاری دمی فرو نميگذارند. آنچه می خواهند ميكنند و در زمينه ی شهوات گام مينهند. چيزی را كه بپسندند نيكو و پسنديده است و آن را كه ناشايسته بشمارند پليد و نكوهيده است. در برخورد با دشواريها به كتاب روی نمی آرند بلكه گشايش ِ آنها را به رأی ِ نارسای خويش ميسپارند. گويی هر كدامشان برای خود پيشوايی است كه راز ِ نهفته همی داند و با مغز ِ بيمار و دل ِ فگارش می تواند هر سر بسته ای را همی خواند.

افسوس ! هر دلی دانا نيست و هر چشمی بينا نيست و هر گوشی شنوا نيست پس ديگر داد و فرياد هم روا نيست.

از نهج البلاغه
کبوتر سفید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 بهمن1384ساعت 22:14  توسط کبوتر سفید  | 

همه چی داره بهم می ریزه... همه چی داره از اینی که هست خراب تر میشه... در حال انتقالیم... انتقال از یک کابوس به یه کابوسه دیگه... ظاهرا بیدار شدن یه خیاله... حسرته... همه حالشون بده... همه غمگین و ناراحتن... همه بغض کردن و تو خلوتشون گریه میکنن... آخه تا کی خدااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

«نفرين شدگان»

ما،
 همگی،
            از،
               نفرين شدگانيم...
                                    بيهوده،
                                            تلاش،
                                                   مکن...
                                                         بيهوده،
                                                                 اميد،
                                                                        مبخش...
                                                               محکوم،
                                                   به زندگی،
                                       در روياها...
                                مجبور،
                     به زيستن،
      در خياليم...
ما،
    همگی،
              از،
                نفرين شدگانيم...
                                     زاده ی،
                                             تخيل...
                                                     اميدوار،
                                                             به هيچ...
                                                                       پوچيم،
                                                                              لا اباليم!...
                                                                       ما،
                                                             همگی،
                                                           از،
                                     نفرين شدگانيم...
                  چشم باز کن،
           ببين،
   من،
          تو،
               ما،
                    چه ميکنيم،
                                 کجا ميرويم،
                                                در چه حاليم...
                                                                         ما،
                                                                                تيره بختان،
                                                                                               همان،
                                                                                                       نفرين شدگانيم...

کبوتر سفید
۲۹ اسفند ۱۳۸۳
۰۶:۱۴صبح

پی نوشت: برای اطلاع از آپدیت شدن وبلاگ "کبوتر سفید" تو خبرنامه ی بلاگ عضو شید...

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 بهمن1384ساعت 19:23  توسط کبوتر سفید  |